حسین طائب، یار نزدیک مجتبی خامنهای، یکی از امنیتیترین، بانفوذترین و در عین حال مرموزترین چهرهها در ساختار جمهوری اسلامی این روزها کجا است و چه میکند؟
برخی منابع خبری او را از معدود افرادی میدانند که با مجتبی خامنهای در ارتباط است. بعضی دیگر هم گفتهاند که اعضای مجلس خبرگان رهبری به دستور و فشار حسین طائب و احمد وحیدی، به مجتبی خامنهای رای دادند. به روایت خبرگزاری فارس، او کسی است که شامگاه بیستودوم فروردین با هواپیما به پاکستان رفت و مانع شکلگیری توافق با آمریکا شد.
حسین طائب، رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه و مشاور فعلی فرمانده کل سپاه پاسداران، همان کسی است که روزگاری به صراحت گفته بود حفظ سوریه بر حفاظت از خوزستان اولویت دارد. طی سالهای ریاست او بر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، بازجویان این سازمان از قضات قوه قضاییه قدرت و نفوذ بیشتری داشتند و صدها نفر را با اتهامهای واهی، بازداشت، شکنجه و مجبور به اعتراف اجباری کردند.
طائب در راستای سیاستهای برونمرزی جمهوری اسلامی، در ترور شهروندان اسرائیل در کشورهای دیگر از جمله ترکیه نیز نقش ایفا کرد و شواهد نشان میدهد که وظیفه اصلی او، دستکم در دو دهه گذشته، هموار کردن مسیر برای به قدرت رسیدن مجتبی خامنهای بوده است.
حسین طائب کیست؟
نام اصلی او «حسن» است، اما وقتی برادرش «حسین» در جنگ ایران و عراق کشته شد، نام او را برای خود برداشت و در دستگاه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی به نام «حسین طائب» یا «میثم طائب» معرفی شد. او متولد سال ۱۳۴۲ در تهران است. در حوزه علمیه تهران، قم و مشهد تحصیل کرده و از ۱۹ سالگی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمده است.
حسین طائب در دوران جنگ ایران و عراق در دهه ۱۳۶۰، سمتهایی در سپاه پاسداران شاخه تهران و قم داشت. او و برادرش، مهدی طائب، در همان دوران با عضویت در «گردان حبیب»، به مجتبی خامنهای نزدیک شدند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
طائب پس از جنگ و در دورانی که علی فلاحیان، وزیر اطلاعات بود، به این وزارتخانه رفت و تقریبا از همان زمان ماموریت امنیتیاش را در جمهوری اسلامی به شکل رسمی آغاز کرد. او در همین مقطع، برای مهدی هاشمی، پسر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهوری وقت، در بخش ضد جاسوسی وزارت اطلاعات پروندهای تشکیل داد و به همین دلیل نیز به دستور هاشمی رفسنجانی، از وزارت اطلاعات خارج و مدتی خانهنشین شد.
با این حال طائب به سبب نزدیکی به مجتبی خامنهای، از قدرت کنار گذاشته نشد، بلکه در شکلگیری نهاد موازی وزارت اطلاعات در سپاه پاسداران به نفع علی خامنهای نقش ایفا کرد.
ماجرا از این قرار بود که در دهه ۱۳۷۰ با روی کار آمدن دولت محمد خاتمی و قدرت یافتن اصلاحطلبان، علی خامنهای در پی کاهش نفوذ و کنترل خود بر وزارت اطلاعات، شبکهای از افراد امنیتی را تشکیل داد که وظیفهشان گذاشتن سنگ بنای نهادی موازی با وزارت اطلاعات بود. یکی از افراد حاضر در این شبکه حسین طائب بود. این تشکیلات در ابتدا «معاونت اطلاعات سپاه پاسداران» نام داشت.
یکی از جنجالیترین اظهارنظرها درباره حسین طائب از محمود احمدینژاد است. به گفته او، حسین طائب «تعادل» نداشت و به دلیل «دوبههمزنیها» از وزارت اطلاعات اخراج شد، اما او را با «اختیارات تام بدون قانون» در سمت دیگری ابقا کردند.
ماجرای حسین طائب و محمود احمدینژاد پیچیدگی و ابهام کم ندارد. گفته میشود که او و مجتبی خامنهای در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۴ ابتدا از احمدینژاد حمایت کردند و سپس به سمت محمدباقر قالیباف چرخیدند. در همان زمان بود که مهدی کروبی، از نامزدهای انتخابات، در نامهای به علی خامنهای از دخالت سپاه پاسداران و پسرش مجتبی در انتخابات سخن گفت.
در واقع بازوی اصلی مجتبی برای چنین دخالتی حسین طائب بود که در آن زمان بیشتر به نام «میثم طائب» شناخته میشد. با این حال موفق نشد مزد دخالتش را بگیرد. اسفندیار رحیممشایی، رئیس دفتر محمود احمدینژاد، بعدها گفت که طائب سال ۱۳۸۴ تلاش کرد وزیر اطلاعات شود، اما احمدینژاد با انتصاب او به این سمت مخالفت کرد.
با تمام اینها نزدیکی به مجتبی خامنهای عامل اصلی قدرت یافتن حسین طائب در ساختار جمهوری اسلامی شد. در سال ۱۳۸۸، نام مجتبی خامنهای و حسین طائب در ارتباط با سازماندهی صندوقهای رای به نفع محمود احمدینژاد مطرح شد. وقتی هم که مردم معترض به خیابانها آمدند و رای خود را مطالبه کردند، سرکوب خشونتبار معترضان به بسیج سپرده شد که فرمانده بسیج نیز در آن زمان، حسین طائب بود.
حسین همدانی، معاون او در آن زمان، بهصراحت اعتراف کرد که برای سرکوب اعتراضهای سال ۱۳۸۸، حدود چهار پنج هزار تن از اراذل و اوباش تهران را سازماندهی کرد تا در روز عاشورا به تظاهراتکنندگان منتقد و مخالف حکومت در خیابانهای تهران حمله و آنها را سرکوب کنند.
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هم در پاییز همان سال، از ادغام معاونت اطلاعات این نهاد نظامی و چند بخش دیگر تشکیل شد و ریاست آن را از همان ابتدا، حسین طائب برعهده گرفت.
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران
حسین طائب با رسیدن به ریاست سازمان اطلاعات سپاه، در واقع مزد خوشخدمتی به علی خامنهای و ایفای نقش محوری در تضمین بقای جمهوری اسلامی را گرفت. او طی سالهای ریاست بر این نهاد اطلاعاتی و امنیتی، روشها و ابزارهای سرکوب در جمهوری اسلامی را گسترش داد و شبکهای مخوف ساخت که نام آن با دستگیریهای گسترده فعالان سیاسی، مدنی، روزنامهنگاران و معترضان، پروندهسازیهای امنیتی با اتهامهای واهی مانند «جاسوسی» و «اقدام علیه امنیت ملی»، اخذ اعترافات اجباری تحت فشار و شکنجه، نگهداری طولانیمدت بازداشتشدگان در سلولهای انفرادی و اعمال نفوذ مستقیم در روندهای قضایی همراه بود.
در این دوره، تعدادی از شهروندان دوتابعیتی و اتباع اروپا و آمریکا نیز با طرح اتهام جاسوسی بازداشت شدند. مرگ در بازداشت و زندان، بدرفتاری سازمانیافته با زندانیان، خشونت و شکنجه و فشار بر خانوادههای دادخواه هم به رویهای مرسوم در این سازمان مخوف تبدیل شد.
سال ۱۳۹۷، وقتی در فایل صوتی لورفته از جلسه محمدعلی جعفری، فرمانده وقت سپاه پاسداران، نام حسین طائب و محمدباقر قالیباف بهعنوان متهمان فساد اقتصادی شنیده شد، تصور این بود که ممکن است در موقعیت آنها تزلزلی ایجاد شود، اما اینطور نشد، بلکه برعکس، جایگاه آنان در قدرت تثبیت هم شد و علی خامنهای سال ۱۳۹۸ حسین طائب را در ریاست سازمان اطلاعات سپاه ابقا کرد.
حسین طائب سرانجام سال ۱۴۰۱ و به دنبال افشای نفوذ موساد در دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی، از سمتش برکنار شد و به سایه رفت، اما هرگز قدرتی را که از نزدیکی با مجتبی خامنهای به دست آورده بود، از دست نداد، بلکه از آن در خفا استفاده کرد تا روز موعود رسید.
روز موعود نهم اسفندماه ۱۴۰۴ بود که علی خامنهای در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شد، با این حال حسین طائب که از سالها قبل، ماموریت اصلیاش زمینهسازی برای رهبر کردن مجتبی و هموار کردن این راه بود، برای معرفی او به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی با موانعی مواجه شد.
جانشینی مجتبی خامنهای
موضوع جانشینی مجتبی خامنهای از سالها قبل مطرح بود و هرازگاه زمزمههایی درباره آن شنیده میشد، با این حال، حکومتیها همواره آن را انکار میکردند. حتی تابستان ۱۴۰۱ که میرحسین موسوی در بیانیهای، ضمن اشاره به زمزمه جانشینی مجتبی، درباره موروثی شدن رهبری در جمهوری اسلامی هشدار داد، دهمین اجلاس خبرگان رهبری بیانیه موسوی را «جوسازی بیپایهواساس درباره آینده رهبری نظام» خواند و مدعی شد که جانشین علی خامنهای با توجه به «شایستهگزینی و انتخاب اصلح» انتخاب خواهد شد.
اسفندماه ۱۴۰۲، در آستانه انتخابات خبرگان رهبری، در حالی که بحث جانشینی مجتبی بار دیگر داغ شده بود، محمدمحمدی عراقی، از اعضای مجلس خبرگان رهبری، در مصاحبهای گفت که در سالهای قبل، یکی از اعضای کمیته سهنفره انتخاب رهبر در مجلس خبرگان نام «یکی از فرزندان رهبری را که از نظر علمی در سطح بالایی است» مطرح کرد. این خبر که به گوش خامنهای رسید، او «نهی» کرد و گفت: «این کاری که شما میکنید، شبهه موروثی بودن رهبری را مطرح میکند.» به ادعای محمدی عراقی، رهبر جمهوری اسلامی از همان زمان اجازه بررسی این موضوع را نداد و گفت که «دور این مسئله را خط بکشید».
عراقی در همان مصاحبه با بیان اینکه در مجلس خبرگان «ابدا و مطلقا» مسئله جانشینی مجتبی مطرح نبوده است، گفت که گزینههای جانشینی رهبر جمهوری اسلامی در کمیتهای سه نفره مطرح و بررسی میشوند که «دائم» تشکیل جلسه میدهند و اسناد و مدارک را به صورت محرمانه بایگانی میکند.
پیش از آن، رحیم توکل، عضو کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان رهبری، هم گفته بود کمیسیونی با «دستور کار محرمانه» برای تعیین جانشین رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند و اعضای این کمیسیون درباره افراد منتخب، فقط با علی خامنهای مشورت میکنند و کسی از اینکه چه گزینههایی مطرحاند، باخبر نیست.
از سخنان این دو عضو مجلس پنجم خبرگان چنین برمیآید که مجتبی دستکم از نظر تعدادی از اعضای این مجلس و همچنین خود علی خامنهای، گزینه مطلوب جانشینی نبوده است. با این حال از آنجا که قرار بود مقدمات برای به قدرت رسیدن، او آهسته و پیوسته فراهم شود، مهندسی انتخابات دوره ششم خبرگان رهبری کلید خورد.
در این دوره، بسیاری از داوطلبان در شورای نگهبان رد صلاحیت شدند، به طوری که برخی نامزدها در حوزههای انتخابی خود حتی رقیب هم نداشتند. در نهایت بخش قابلتوجهی از ۴۰ عضو جدید این مجلس از میان افرادی انتخاب شدند که در دفتر رهبر سابق جمهوری اسلامی یا نهادهای وابسته به علی خامنهای سمتی داشتند. ریاست این مجلس هم به محمدعلی موحدی کرمانی سپرده شد که آن زمان ۹۳ سال سن داشت.
جالب اینکه ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری یکم خرداد ۱۴۰۳ در حالی آغاز به کار کرد که از مرگ مشکوک ابراهیم رئیسی، یکی از مطرحترین گزینههای جانشینی علی خامنهای، تنها یک روز گذشته بود.
همه مقدمات برای اینکه مجتبی پس از مرگ خامنهای با رای خبرگان رهبری بهعنوان جانشین معرفی شود، فراهم شده بود، اما ماجرا بهگونهای پیش رفت که طرحهای از پیش طراحیشده نقش بر آب شدند.
عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل
علی خامنهای در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در روز نهم اسفندماه کشته شد. طبق اعلام رسانههای حکومتی، دختر، داماد، عروس و نوه او نیز در این حمله هوایی کشته شدند. درباره همسر خامنهای، ابتدا اعلام شد که او کشته شده است، اما بعدا از سلامتیاش خبر دادند. رسانههای حکومتی همچنین اعلام کردند که مجتبی سلامت است. با این حال، تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ خبری از سرنوشت سه پسر دیگر خامنهای و اعضای ارشد دفتر او از جمله محمدی گلپایگانی منتشر نشده است.
درباره سلامتی یا حتی زنده بودن مجتبی نیز تردیدها بسیار است. گمانهزنی نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل چنین است که او بهشدت آسیب دیده، ولی زنده است. حتی پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، گفت که صورت مجتبی «بدشکل» شده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، چندین بار تاکید کرد جلسه خبرگان رهبری در قم که برای تعیین جانشینی برگزار شده بود، هدف قرار گرفته و اعضای آن کشته شدهاند. با این حال مجتبی خامنهای در فرایندی بهشدت مشکوک، غیرشفاف و مرموز، بهعنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی معرفی شد.
گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه مجتبی با فشار احمد وحیدی و حسین طائب، انتخاب شد و طائب از همه ۸۸ عضو خبرگان رهبری خواست که به او رای بدهند. فرایند رایگیری نیز به روشی غیرمتعارف انجام شد؛ به طوری که اعضا رایشان را روی برگههایی نوشتند و از طریق پیک ارسال کردند.
در نهایت، طبق اعلام رسمی حاکمیت، مجتبی خامنهای با ۵۹ رای انتخاب شد. از آن زمان تاکنون، هیچ صدا یا تصویر مستندی از او منتشر نشده و بیانیههایی که به نام او صادر میشود، هم به ادبیات و گفتمان رایج سپاه پاسداران شباهت قابلتوجهی دارد. شواهد حاکی از آن است که به بهانه «تامین امنیت»، تنها تعداد محدودی از مقامهای ارشد به او دسترسی دارند.
رسانه امواج مدیا پیشتر به نقل از «منابع آگاه ایرانی» گزارش داده بود که پروژه جانشینی مجتبی خامنهای با هدایت حسین طائب هدایت شد. یکی از منابع سیاسی ارشد این روند را «بر خلاف وصیت مکتوب آیتالله خامنهای» توصیف کرد و از وجود مخالفانی چون علی لاریجانی و علیاصغر حجازی خبر داد.
بر پایه این دادهها، میتوان با احتیاط، چنین ارزیابی کرد که افرادی مانند حسین طائب، احمد وحیدی و محمدباقر ذوالقدر، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، احتمالا از معدود کسانیاند به مجتبی خامنهایــ اگر زنده باشدــ دسترسی دارند و همین سه نفر هم از مخالفان جدی توافق با آمریکا و از حامیان تداوم تنش و تقابل به شمار میروند. حتی روایتی وجود دارد که دستور بازگشت هیئت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی به ایران را عصر شنبه ۲۲ فروردین، حسین طائب صادر کرد.
این موضوع را خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران روز بیستوپنجم فروردین تایید کرد و در یادداشتی کوتاه و تند، ضمن تمجید از طائب، او را «دلاور» و «امین» مجتبی خواند و خطاب به مذاکرهکنندگان نوشت: «آن شب که شما در هتل پاکستانی محو سحر ساحران یهود شدید و خواستید آش را با جاش بدهید و شیعه را رسوا کنید، نماینده ویژه و ارشد رهبر معظم انقلاب که همه شما از او میترسید، ساعت ۲ شب وارد کراچی شد و کوزهکاسه مکرتان را در هم شکست. در حالی که شما مذاکرات را یک روز دیگر تمدید کرده بودید تا در ازای هیچ، همه چیز را بدهید، همه چیز به یکباره تمام شد. پس مراقب باشید، حواسمان به شما هست.»
اکنون در شرایطی که شایعات و تردیدها درباره سلامتی و حتی زنده بودن مجتبی خامنهای حتی در میان حامیان حکومت، نیز بهشدت بالا گرفته، برخی نگاهها به سمت چهرههایی معطوف است که از سالها قبل پروژه مهندسی جانشینی را کلید زدند. افرادی مانند حسین طائب که امروز در حال اجرای سناریو موردنظرشاناند و بعید نیست همین روزها از سایه بیرون بیایند. حالا چه با مجتبی خامنهای در سلامت کامل، چه با جسم مجروح یا شاید حتی مرده او.
در این میان نکته جالبتوجهی که میتواند پاسخ بسیاری سوالها باشد، وصیتنامه علی خامنهای است که تاکنون از آن خبری نشده است و بسیار جای سوال و ابهام دارد. جمهوری اسلامی که وصیتنامه روحالله خمینی را بهعنوان واحد درسی عمومی در دانشگاهها اجباری کرد، چگونه است که با وجود گذشت نزدیک به دو ماه، هنوز وصیتنامه خامنهای را علنی نکرده است؟

